فکر میکردم آزادم بهتر که اسیر شدم نور سبز آویزها یا که رستاخیز انعکاس و آینه یا که پولاد غرقه در دست احتیاج یا که حس بی پالودگی بعد از وداع یا که عزم بودن تنها و خاموش و پر محتوا ِ
بی شک تفکر راه می افتد بر ایوان درکش
اینجا کجاست که هر کس فقط تا درگاه ورود ,من است و حین که وارد شد فقط اوست
یا ابالحسن , یا ضامن آهو
|